دیکتاتورها به بهشت نمی روند

خدا رو شکر ...
صدام هم اعدام شد.
اما کاش می ماند ، در حقارت تا خاطراتش را بنویسد ، کاش او می ماند در پستی و خفت ، هیچ چیز برای امثال صدام بدتر از حقارت و خفت نیست ، اما حالا که اورا اعدام کردند بسیار خوشحالم ... خوشحالم ..بسیار
اینقدر من از این مرد نفرت دارم که اصلا قابل بیان نیست .
صدام با اون همه ابهت ، صدامی که با افتخار مسولیت بمباران شیمایی ایران رو به عهده می گیره رفت به درک ، به جاییکه همه دیکتاتور ها می رن
به قول الپر امسال سال خوبی واسه دیکتاتور ها نبود ، پینوشه که مرد ، کاسترو هم ایشالا به زودی میره بغل پینوشه
خلاصه اینکه امروز من خیلی خوشحالم ...
امیدوارم هر چه زود همه دیکتاتور ها برن بغل همدیگر !
جون مادرتون افه حقوق و بشر و روشن فکری و این جور چیزا رو نیاید ..
اون زمانی که این صدام داشت خواهر و مادر ملت رو یکی می کرد، این افه های حقوق بشری و روشنفکریتون کجا بود ؟
ادم باید خیلی ساده اندیش باشه که اعدام صدام رو به باد دادن دستاورد های بشری بدونه
حقوق بشر و این حرفا واسه انسان هاست نه یه گرگ صفتی مثل صدام که حتی به مردم خودش هم رحم نکرد !!!
اخه چقدر شما ساده اندیش هستید ؟ یه وقت از در دروازه داخل نمی شید یه موقع هم از سوراخ سوزن رد می شید ..
یه نگاهی کوتاه به کارهاش بکنین :
بيش از ۵هزار نفر در تاريخ ۱۶مارس ۱۹۸۸در حلبچه جان خود را از دست دادند و آنهايي كه از اين حمله جان سالم بدربردند همچنان از تاثيرات ناشي از آن رنج ميبرند.
اين حمله موجب بروز نقص عضو در كودكاني شد كه پس از آن به دنيا آمدند. بسياري از زنان و كودكان به خاطر نبود غذا و مراقبتهاي پزشكي جان خود را از دست دادند و گفته ميشود كه شبهنظاميان كرد در بيابانهاي غرب و جنوب غرب عراق اعدام شدند.
چند سال داره از جنگ می گذره ؟
15-16 ..تو این 15-16 سال ، هر هفته تو تلویزیون (جعبه دره پیت ) اعلام میکنن که فلانی بعد از تحمل سال ها درد ناشی از گاز خردل و .... درگذشت ..
هنوز نوزاد های ناقص و نارس تو سردشت به دنیا می یاد ...
یه سر به اسایشگاه بیماران و مصدومان جنگی بزن ... چی می بینی ؟
اردشیر به نکته خوبی از هگل اشاره کرده :
تاریخ تنها این را به ما می آموزد که کسی از آن چیزی نیاموخته است
درسته ، فکر نمی کنم دیکتاتوری از این وقاعیع درس بگیره
به نظر من صدام اون روزی مرد که از اون گودال با اون خفت و خواری ، با اون همه دناعت و پستی بیرون اومد
صحنه اعدامش رو که تلوزیون نشون می داد صدام خیلی ارام و ساکت بود ، انگار مدت ها بود که منتظر اعدام بوده ،
اما بازم این جمله امام یادم میاد، امام یه حرف زده بود و سه تا پیش بینی کرده بود ...
اول گفت شوروی و نظام کومونیست از بین میره
دوم گفت صدام رسوا خواهد شد و با فضاحت خواهد رفت
سوم گفت هرگاه نظام اسلامی به قدرت متمایل شد و از مردم دور افتاد محکوم به شکست است .
نمی دونم چرا الان دیالوگ های فیلم به نام پدر و میم مثل مادر هی تو مغزم پخش میشه . تو فیلم میم مثل مادر اون صحنه که مجسمه صدام رو میکشن پائین همش جلو چشمام هست ، چقدر اون صحنه منو متاثر کرد
الپر اولین بلاگری بود که در مورد صدام نوشت
جلال هم رگ ناسیونالستیش زده بالا
مهدی از سوال می کند دیکتاتور مرد اما دیکتاتوری چه ؟
سیامک قاسمی
ندا دهقانی
December 30, 2006 04:30 PM
|
TrackBack
من يكي نه مي خوام افه بذارم نه اينكه حودمو از ملت ايران جدا بدونم اما با تمام اين بدي هايي كه گفتين چه مني كه از جنگ هيچي يادم نيست چه مامانم كه تو كرمانشاه زير موشك بارون صدام خيلي از نزديكاشو از دست داده امروز با ديدن صحنه ي اعدام اصلا خوشحال نشديم يه كمي متا ثر شديم
سلام عزيز. ميگن عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد . . . همينجريم نگفتنا! اميد وارم درسي باشه برا بقيه جلادان! منم خوشحالم. راستي عيدتم مبارك. حالا ببينيم علي چه سخناني در باره ي اعدام صدام ميگه؟! اگه گفت مخالفم بگو عدالت رو در موردش اجراكنم و . . .
موفق باشي
سلام .......
نمي تونم باور كنم كه صدام رو اعدام كردن مگه ميشه؟
جنازش رو كه تحويل ندادن
ميخوان يه جاي نا معلوم دفنش كنن
ميشه باور كرد كه اعدام شد؟
راه در جنگل اوهام ... گم است
سینه بگشای چو دشت
اگرت پرتو خورشید حقیقت باید .
موضوع من يكي اين نبود ؛ ته دلم را جستجو كه كردم لابلاي بي تفاوتي هايم لذت نابي بود از مرگ مردي كه عُق مي زدم حتي از شنيدن نامش !
حالا كمترين تاثير با يك نظر بروي نام كوچه پس كوچه هاي تهران خودمان هم مي تواند اتفاق بيفتد .
چه اهميت دارد اگر من قدم كه گذاشتم اول بار جنگ ديگر نبود !
چه اهميت دارد ؟
من هنوز قاب عكسي دارم از آدمهايي كه مي توانستند باشند و ديگر نيستند !
اين مهم است حقيقتا . نيست ؟
مشكلم اين است :
فكر مي كردم زودتر از اينها بايد به حقارت مي رسيد !
دوست ندارم ضرب المثلي را كه مي گويد دير و زود دارد اما چه و چه و چه .
تاوان چه را پس مي داديم ؟
نبايد اينقدر راحت طناب را حلقه مي زدند دور گردنش و خلاص !
فكر مي كردم مردي چون او بايد بدتر از اينها مي مرد . خيلي خيلي زجر آور تر از اينها !
|